X
تبلیغات
محمد آقاسی

 

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ

مِنَ الْحُسَیْنِ بْنِ عَلِیٍّ إِلَی مُحَمَّدِ بْنِ عَلِیٍّ وَ مَنْ قِبَلَهُ مِنْ بَنِی هَاشِمٍ

أَمَّا بَعْدُ

فَإِنَّ مَنْ لَحِقَ بِی اسْتُشْهِدَ وَ مَنْ لَمْ یَلْحَقْ بِی لَمْ یُدْرِکِ الْفَتْحَ

وَ السَّلَام

(کامل الزیارات مرحوم محدث شریف ابن قولویه قمی-صفحه ۷۵)

 

+ نوشته شده در  یکشنبه 14 اسفند1390ساعت 23:40  توسط محمد آقاسی 

 

کرم اللهی، نعمت الله و آقاسی، محمد(۱۳۹۱) «بررسی گرايش دختران دانشجو به حجاب و بدحجابي» فصلنامه مطالعات و تحقیقات اجتماعی. سال اول. شماره دوم. تابستان۱۳۹۱. صص ۱۳۹-۱۷۲ 

 

اصل مقاله را در پایگاه اینترنتی موسسه مطالعات و تحقیقات اجتماعی دانشگاه تهران در اینجا بخوانيد.

 

چکیده:

وضعیت پوشش زن ایرانی پس از دوره مشروطه يعني همزمان با دوران برخورد فرهنگ ایرانی با فرهنگ غربی ـ دوران تجدد ـ ، دستخوش تغییر و در برخی موارد تحول شده است. با پیروزی انقلاب اسلامی و توجه به ارزشهای اصیل اسلامی و ریشه­های فرهنگ ایرانی، احیاء و اشاعه فرهنگ حجاب و عفاف مجددا در دستورکار سیاستگذاران فرهنگی کشور قرار گرفت. به رغم تلاش­های گوناگون، همچنان نگرانی­هایی در این خصوص مطرح است و جریان­های مختلف پیشنهادهای گوناگونی را جهت گسترش حجاب و مقابله با مظاهر بدحجابی ارائه می­کنند. این موضوع در مراکز آموزشی و دانشگاهی نیز مورد اهتمام متولیان فرهنگی است و برنامه­هایی نیز در این خصوص اجرا کرده­اند. در مقاله حاضر با استفاده از روش گروه کانونی، موضوع گرایش دختران به انتخاب پوشش کامل و یا روی گردانی از آن، بررسی و تحلیل شده است. جمعیت و نمونه آماری این تحقیق را دختران دانشجو تشکیل می­دهند. یافته­های تحقیق نشان­گر سطح پایین آگاهی دانشجویان و نیز  ضعف استدلال عقلی و علمی آنان در انتخاب یا انکار حجاب است. به این معنا که بیشتر شرکت­کنندگان در جلسات بحث، در تأیید حجاب یا مخالفت با آن با اتخاذ مواضع احساسی، نظر خود را درباب گرایش یا عدم گرایش خویش به حجاب بیان می­کردند.

 

واژگان اصلی:

پوشش، حجاب، گروه کانونی، دختران دانشجو، مصاحبه مشاركتي

 


برچسب‌ها: پوشش, حجاب, گروه کانونی, دختران دانشجو, مصاحبه مشاركتي
+ نوشته شده در  شنبه 28 اردیبهشت1392ساعت 5:54  توسط محمد آقاسی  | 

 

آدمها در طول زندگی مسیرهای متعددی را پیش رو دارند که طی می کنند؛ گاه با هم و گاه هم تک و تنها. آدمهایی که با هم می روند هیچ وقت عهد ناتمام نبسته اند که با هم خواهند بود. گاهی تفاوتهای خود ساخته، گاهی تناقضهای خداخواسته، گاهی قضای الهی و گاهی قدر حتمی، آنها را از هم جدا می کند. تا جایی که مسیرهای متفاوتی در زندگی را طی می کنند. نشستن و فکر کردن در این باره همیشه جالب نیست، اما گاهی که اتفاق می افتد، می تواند نتایج جالبی برای ما داشته باشد.

درست اوایل بهمن نود و یک بود که توفیق یافتم با همکاران جهادگر جهاددانشگاهی، پس از سالها محضر مبارک آیت الله سید عزالدین حسینی زنجانی را درک نمایم. حوالتی که پس از خستگی روزهای کاری و جلسه های مداومی که داشتیم، بسیار روحبخش بود. آشنایی ام با آیت الله به سالها پیش باز می گشت. به روزهایی که به تبعیت از اساتید مکرم و معظم، وقتی به عتبه بوسی علی ابن موسی الرضا –علیه آلاف التحیه و الثنا- مشرف می شدم، تلاش می کردم محضر مراجع و علمای ساکن در مشهد را درک کنم. گاه تنها و گاه با تنی چند از دوستان. محضر ایشان را برای اولین بار در مسجدی که اقامه نماز می کردند با تعدادی از دوستان درک کردم. دوستانی که مسیر دیگری را پیمودند و شدند مصداق کسانی که راه متفاوت برگزیدند.

این بار که شکسته تر و پیرتر از قبل بودند، با جمعی تازه در کنارشان بودم.  بس که بعد از جلسه رسمی به مزاح گذشت و سر حال پاسخ سوال می دادند، سر ذوق آمدم و چند عکس هم با ایشان گرفتم. نمی دانم گرفتار شدن در راه ها بود یا دور افتادن از راه که خیلی سخت بود تا امروز خبر رفتنش را ناباورانه بشنوم و زیر لب زمزمه کنم: عشق در دل ماند و یار از دست رفت...

 

آیت الله عزالدین زنجانی

 

آیت الله عزالدین زنجانی

 

آیت الله عزالدین زنجانی

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه 24 اردیبهشت1392ساعت 23:19  توسط محمد آقاسی  | 

 

جاوا اسكریپت